دهکده ی انسانهای خاص

کاش بدانیم بین سلطه جویی وسلطه پذیری مرز باریکی وجود دارد که انسان بودن ازهمان نقطه آغاز می شود

دهکده ی انسانهای خاص

کاش بدانیم بین سلطه جویی وسلطه پذیری مرز باریکی وجود دارد که انسان بودن ازهمان نقطه آغاز می شود

دهکده ی انسانهای خاص

فاطمه نظری هستم .متولد27شهریور1380 ازملایرواقع دراستان همدان.این وبلاگ شعرها ودل نوشته های من هست.امیدوارم مطالبی که ارائه می دم جالب باشه.موفق ومؤید باشید.

آخرین مطالب

۲ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۵ ثبت شده است

توی شب پنجره ها می لغزند،من از این فاصله ها می ترسم

هنوزم نگاهت سرده،من از این سرد بودن ها می لرزم

دوباره شب شد و تاریک،دوباره خیسه این چشم هام

دوباره رفتی وغم موند،هنوزم سرده این دست هام

ستاره ها هرشب برام دستی تکون میدن

تموم واژه هام بازم برام درداشون رو میگن

کنار دریا می رفتم،برام گریه می کرد دریا

بهش گفتم که آروم شه،همینه رسمه این دنیا

چقدر سخته برام دوری،ولی بازم میری هربار

تو می خندی ومن تاصبح با اشک هام میمونم بیدار

نمیدونم چرا هربار همه شعرهام میشه تکرار

میدونم که همه هستن از این قافیه هام بیزار

شاعر:فاطمه نظری

...........

هوابده-بهزادپکس



۱۷ نظر موافقین ۱۳ مخالفین ۰ ۲۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۰:۵۳
فاطمه نظری

این روزها عجیب دنبال عدالت می گردم.کسی آدرس عدالت را می داند؟

اصلاً کسی می تواند برایم عدالت را معنا کند.شایدعدالت در در شلوغی خیابان هاوفریادهای فروشندگان کم فروش گم شده باشد.شاید عدالت در شکم گرسنه ی کودکی آفریقایی باشد که چند لحظه ی دیگرتا مرگش باقی نمانده است.یاحتی بتوان عدالت را درصدای غم آلود دخترکی پیدا کرد که با حسرت به لباسهای نوی دختر حاجی نگاهمی کند ومی گوید:(حاجی،حاجی گل می خری؟)

اصلاً شاید عدالت را پسرکی بشناسد که با زیر پا گذاشتن غرورش صبح تا شب شیشه ی ماشین ها را پاک میکند.ممکن است که عدالت را  آن زن یا مردی که گوشه ی خیابان گدایی می کنند،بشناسند.شاید عدالت را آن کودک یتیمی درک کرده باشد که در حسرت یک نوازش پدرانه به سر می برد.اصلاً شاید عدالت در میان اشک های مادری باشد که فرزند شهیدش،جوان مرگ شده است.حتی شاید واژه ی عدالت روی کارتن های گوشه ی پارک یافت بشود.یا شاید عدالت درمیان افکار آدمی باشد که تسبیح می اندازد اما تمام فکروذکرش جای دیگری است.شاید عدالت درچشمان خواب آلود وخسته ی مادری که تا صبح برای کودکش لالایی خوانده است،گم شده باشد.

راستی مهم ترین احتمال را فراموش کردم،شاید عدالت در قلب آدمی باشد که با تبربی رحمی اش دلهای شیشه ای انسانها را می شکند.عدالت کجاست؟؟؟

پس چرا هرچه می گردم عدالت را پیدا نمی کنم؟نکند عدالت راهم با اجساد فاجعه ی منا دفن کرده اند.

شاید بتوان عدالت را در رشته کوه هیمالیا یا دراز گودال ماریانا پیدا کرد.

کسی می تواند از رابطه ی فیثاغورس برایم عدالت را محاسبه کند.

کسی می داند چرا نیوتن رابطه ای برای اندازه گیری عدالت پیدانکرد.

راستی از استاد فرشچیان چه خبر؟می تواند عدالت راهم بکشد.

خدایا!!! این روزها در زمین همه ی ارزش ها عوض شده است.

فکرنمی کنی دیگر وقت آن است که منجی مان رابفرستی.

آخرآلودگی این مردم،ازحد گذشته است....

ما را به صرف یک فنجان عدالت به ضیافت خود دعوت نمی کنی؟؟؟

نویسنده:فاطمه نظری

............

ما ترازوهای عدل را در روز قیامت بر پا می کنیم؛پس به هیچ کس کمترین ستمی نمی شود؛

واگربه مقدارسنگینی دانه خردلی(کارنیک وبدی)باشد،ما آن راحاضر می کنیم؛

وکافی است که ما حساب کننده باشیم.

سوره النبیا،آیه 47

۲۴ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۱۲ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۶:۱۹
فاطمه نظری