دهکده ی انسانهای خاص

کاش بدانیم بین سلطه جویی وسلطه پذیری مرز باریکی وجود دارد که انسان بودن ازهمان نقطه آغاز می شود

دهکده ی انسانهای خاص

کاش بدانیم بین سلطه جویی وسلطه پذیری مرز باریکی وجود دارد که انسان بودن ازهمان نقطه آغاز می شود

دهکده ی انسانهای خاص

فاطمه نظری هستم .متولد27شهریور1380 ازملایرواقع دراستان همدان.این وبلاگ شعرها ودل نوشته های من هست.امیدوارم مطالبی که ارائه می دم جالب باشه.موفق ومؤید باشید.

آخرین مطالب

۲ مطلب در آذر ۱۳۹۴ ثبت شده است

مریضم کرده تنهایی،همین احساس واین خلوت      

همین تنهایی زوری،همین احساس بی دعوت

مریضم کرده تنهایی،همین خاموشی وسردی

همین روزایی که بی اون میگی بازم پرِدردی

هنوزم دست های سردت به احساسم نفس میده

یه احساسی بهم میگه که قلبت دردمو دیده

هنوزم حال این روزام مثله یه مرگ خاموشه

بهت گفتم تو تنهایی،تنم دردامو می پوشه

بازامروز تیک تاک ساعت منو یادتو انداخته

من اون تنهای خاموشم که دنیاشو به تو باخته

با اینکه ردشدی ازمن دلم تنگ صدات میشه

با یاد حرف های اون روز،میرم پشت همون شیشه

میدونم باورش سخته،ولی اون برنمی گرده

بیا آغوشمو دریاب،ببین بی تو چقدر سرده

دلم می خواد بدونی که بدون تو چه بیزارم

شایدیک روز بهت گفتم تو اونی که دوستت دارم

شاعران:فاطمه نظری،فاطمه مهرابی

 بهزادپکس-پیکاسو(عاشق این آهنگم)



۱۶ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۲۵ آذر ۹۴ ، ۱۴:۲۷
فاطمه نظری

چرانگاهت سرده؟چرادستات لرزونه؟    

تویادت رفته که اینجا،یکی بی تو پریشونه

نه اینکه نفرتی باشه،نه اینکه شادومسرورم    

فقط می خوام بدونی که بدون تو نمی تونم

چرا رفتی کناراون؟یعنی بازم دوستش داری؟

نمیدونم چرا،اماخودت گفتی که بیزاری

حواست هست اصلا تو،چرابازبدشدی بامن؟

چمدونت کجاست پس تو؟نگو بستیش واسه رفتن

دلت گیره هنوز پیشش؟بدون اون،تودلگیری؟

برو،باشه؛نمون اینجا،می دونم که ازم سیری

گناه من چیه این بار؟نگو اینکه(دوستت دارم)

مگه دوست داشتنت جرمه،برای من که بیمارم

میدونی دکترم چی گفت؟گفتش که مشکلم حاده

منم باهق هق هام گفتم:تو پا دادی به این جاده

اونم گفتش:برای تو،ندارم تجویزی جز اون

نمی دونست با این حرفاش چه جوری شددلم بازخون

آخه اون که نمی دونست تودیگه برنمی گردی

کناراون خوشی اما همیشه تو بامن سردی

جای خالیتو تاکی من،باگریه پرکنم هرشب؟

دیگه عادت شده واسم،چشمای سرخ ودرد وتب

بهت گفتم صدای تو برای من یه مرحم بود؟

یابرق چشمای نازت همیشه حکم مرگم بود؟

بهت گفتم شب ها بازم باعشق تو به خواب میرم؟

چه توخواب وچه بیداری ازاینکه دوری می میرم؟

اگه نیستی چرادنیام بوی عطرتو رو میده؟

همه شعرام و تنهاییم همیشه اشکمو دیده؟

میشه خواهش کنم باشی،داره صبرم تموم میشه

بدون تو،یکی اینجا داره عمرش حروم میشه

شاعر:فاطمه نظری

.........

آهنگی که دوست داشتی-حمیدعسگری




۱۴ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۰ آذر ۹۴ ، ۱۶:۴۶
فاطمه نظری