دهکده ی انسانهای خاص

کاش بدانیم بین سلطه جویی وسلطه پذیری مرز باریکی وجود دارد که انسان بودن ازهمان نقطه آغاز می شود

دهکده ی انسانهای خاص

کاش بدانیم بین سلطه جویی وسلطه پذیری مرز باریکی وجود دارد که انسان بودن ازهمان نقطه آغاز می شود

دهکده ی انسانهای خاص

فاطمه نظری هستم .متولد27شهریور1380 ازملایرواقع دراستان همدان.این وبلاگ شعرها ودل نوشته های من هست.امیدوارم مطالبی که ارائه می دم جالب باشه.موفق ومؤید باشید.

آخرین مطالب

۳ مطلب در دی ۱۳۹۴ ثبت شده است

این روزهاهمه جا نقل این است که اگر می خواهی رسوا نشوی(هم رنگ جماعت شو)

کسی این میان نیست بگوید:هم رنگ جماعت شدن به چه قیمت؟....

به قیمت ازدست دادن آگاهی وهوشیاربودن....

به قیمت ازدست دادن عشق واحساس....

به قیمت ازدست دادن انسانیت و وجدان....

به قیمت ازدست عمروزندگی....

یاشاید هم به قیمت ازدست دادن خودواقعی....

اصلاً این جماعت چه رنگیست که مابخواهیم هم رنگش شویم؟....

این روزها اگربخواهی هم رنگ جماعت باشی یاباید رنگین کمان شوی یاجعبه مدادرنگی...

یا آفتاب پرستی که بسته به منافع خودش به هررنگی که می خواهد درمی آید....

برای هم رنگ جماعت شدن بایدبهای سنگینی بپردازی....

پس هرکجای این کره ی آبی هستی یک رنگ باش....

به رنگ احساسات،افکار،عقایدواعتقاداتت...

نویسنده:فاطمه نظری

............

((این آهنگو گوش کنید

این آهنگ درده تو دلم))

عکس خصوصی-بهزادپکس



۲۲ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۴ ، ۱۷:۵۶
فاطمه نظری

قاب عکس نبودنت رامحکم بردیوارقلبم کوبیده ام...

شایدمی خواهم فراموش نکنم نبودنت را...

بودنت تنهایی ام را ویران می کند ونبودنت افکارم را...

ثانیه ها بدجورنبودنت را به رخ تنهایی ام می کِشند...تیک...تاک...تیک...تاک...

تیک بیان می کند غمم را و تاک بیان می کند دردم را...

راستی شادی چه طعمی دارد؟...من فقط طعم درد رامیدانم...

دردطعمی مثل تلخی داردکه گاهی باشوری اشک هایم ترکیب می شود...

اعتراف می کنم که هرشب با اشکهایی که بی اجازه روی گونه ام جاری می شوند،مهمانی می گیرم...

وبابغض ازمهمانم،تنهایی،پذیرایی می کنم...

دلم برای چشم هایم می سوزد...به اجبارهرشب آبیاری می کند گل های بالشم را...

دلم برای دستهایم می سوزد...وقتی که با بازدم هایم گرم میکند خودش را...

راستش،اینکه بین حرف هایت ورفتارهایت اختلاف هست بدجور سرگردانم می کند...

وهمان تضادهای رفتاری که دیوانه می کند مرا...

هه...حتی محبت هایت بوی بی تفاوتی میدهد...

خیلی وقت است که ازضمیرسوم شخص مفرد هم متنفرشده ام...از(او)...

اویی که افکارم و افکارت رابه هم می ریزد...

گفتم هربار که به(او)لبخندمیزنی،خنجری رامحکم ازپشت به کمرم فرو میکنی...

ومنی که سعی می کنم فریادهای قلبم را میان قه قه های دروغکی ام گم کنم...

تا نفهمی چه زجری داردبی تفاوتی به کسی که باتمام وجود دوستش داری...

تانفهمی برای داشتنت باهمه ی دنیا لج کرده ام...وبرای بودنت به باورهای همه گند زده ام...

تمام سعی من این است که وقتی درچشم هایت خیره می شوم،نگاهم رنگ بی تفاوتی داشته باشد...

اما نمیدانم چراچشمهایت،می خنداندچشم هایم را...

ونگاه های خیره ات قلقلک می دهد احساسات خسته ام را...

راستی یادت رفت به قرص های جدید وداروهای عجیب وغریبم(سلام)کنی...

هعی...نمیدانم چرا این زندگی،درد میدهدمرا...

وهرزخمی که می خورم،نمکش آشناست...

وتویی که راحت گذر میکنی ازکنارتن خسته ام...

راستی هنوزهم می گویی دل نوشته هایم زیباست...

کمی دقت کن...دیگردل نوشته نیستند...دردنوشته شده اند...

نویسنده:فاطمه نظری

بی کسی بده-بهزادپکس



۱۸ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۴ دی ۹۴ ، ۱۷:۲۳
فاطمه نظری

ازوقتی پا به آسمان زندگی ام نهادی طعم زیستن برایم تغییر کرد...

طعم زیستن راخلاصه کردم درگرمای آغوشت ومحبت نگاهت...

زمانی آنقدرمرا در دریای محبتت فرو می بردی که یادم می رفت درحال غرق شدنم...

گاهی آنقدر به ریشه ی احساسم آب میدادی که فکرمی کردم تا ابدسیرابم...

حتی گلبرگ های وجودم با نوازش های نگاهت جان می گرفت...

توبا دست های قلبت ساقه ی زندگی ام رامحکم چسبیده بودی...

امانمیدانم به یک باره آن باران محبت چه شد!!!

به گمانم خشکسالی بی خیالی ات ابرها راپس زد و وقتی آبی ازمهر به دشت وجودم نرسید،ریشه های احساسم خشکیدند...

گلبرگ های وجودم پژمرده شدند...

حتی ساقه های زندگی ام خمیده شد...

تو آن قدرمهربانی که وقتی رفتی برای اینکه نسوزم نگاهت راسردکردی و برای اینکه یخ نزنم اشعه های داغ بی تفاوتی ات را در آغوشم انداختی...

ومن چاره ای نداشتم جزاینکه آغوشم راجز بیابان های سردوخشک جهان معرفی کنم....

التماس کردن رابلد نیستم...

فقط می نوانم بگویم بدجور تشنه ی سیلاب توجه ات هستم...

کمی برگرد و درکویرآغوشم محبت ببار...

(نویسنده:فاطمه نظری)

مهدی احمدوند-هوای پاییز



۱۷ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۰۷ دی ۹۴ ، ۱۷:۳۰
فاطمه نظری